تبليغاتX
بالا بلندتر از هر بلند بالایی -
ادبی ، فرهنگی و ...

 

با سرعت زیاد داشت تو خیابون می روند . خودشم نمی دونست چرا ؟ واسه چی داشت تند می رفت ؟ می خواست از مشکلات فرار کنه یا می خواست بهشون نزدیک بشه . نمی دونست ... چرا همه چی یهو خراب شد . زندگی که داشت خوب پیش می رفت . همیشه می گن زندگی آروم نمی مونه . شاید فصل طوفانی زندگیش رو داشت می گذروند . نمی دونست ولی هر چی بود می خواست بره ، کجا ؟ خودشم نمی دونست ... چرا ؟ چرا بعضی وقتا دلمون می خواد فرار کنیم ؟ حالا هرجا که می خواد باشه .

چرا هنوز اون داره با سرعت فرار می کنه ؟ چرا هیچ کس رو نداره که به جای فرار بیوفته بغلش و یه دله سیر گریه کنه ؟ چرا همه ما بی کسیم در حالی که دور و بره مون پر از آدمهای خندان ؟؟؟

فرار از بی کسیه . فرار از بی همدلیه .

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم دی 1385ساعت 12:41  توسط رویا چرخگری | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
رویا چرخگری
متولد سیزدهم آبان هزار و سیصد و شصت و شش
دانشجوی رشته ادبیات دانشگاه علامه طباطبایی

من تو را می خواهم و همین ساده ترین قصه ی یک انسان است ...

پیوندهای روزانه
تئاتر ما
پايگاه ادبي ، هنري خزه
منفی مثل حامد بهداد
حوزه هنری استان تهران
نشریه چلچراغ
ایرانیان گیاه خوار
عکاسی
خانه هنرمندان ایران
خانه عکاسان ایران
کاوه گلستان
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آرشیو موضوعی
موسیقی
فیلم
داستان
کتاب
شعر
پیوندها
اراده به ماندن ( ... )
تیرهای سقف را بالا بگذارید، نجاران ( نجار )
پارفه( مریم )
چند روایت معتبر ( اشکان آرش کیا )
کوچه پشتی ( علی پورصادقیان )
بازخوانی کاغذ پاره ها ( پرستو )
نگاه بی حجاب ( اشکان منفرد )
مسافر ( عطيه وحيد منش )
’پرتره (علیرضا آقائی راد )
هذیان کلاغ سیاه
قفس ( كاوه )
موز ماهی
گلادیاتور
كافه مادلن
یادداشت های نقاش خیابان چهل و هشتم ( سیمور )
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان