![]() |
![]() |
|
| ادبی ، فرهنگی و ... |
|
اگر ما به گذشته برگردیم ، اگر مردای آلمانی به گذشته برگردن ، اگر مردای بریتانیایی برگردن و اگر ژاپنی ها و فرانسوی ها و تمام مردای دیگه برگردن ، یعنی با تمام گفته ها ، نوشته ها ، نقاشی ها ، فیلم ها ، سوسک ها ، سنگرهای تک نفره و خونه مون به گذشته برگردیم ، نسل بعدی همیشه محکومند که گرفتار هیتلرای آینده بشن . این جوری هیچ وقت پسرا از جنگ متنفر نمی شن و عکسای سربازا رو توی کتابای تاریخ نشون نمی دن و به اونا نمی خندن . اگر پسرای آلمانی یاد گرفته بودن که از خشونت متنفر باشن ، هیتلر مجبور بود بره برای خودش ژاکتشو ببافه ..... قسمتی از داستان « آخرین روز از آخرین مرخصی » این متن رو از پشت جلد کتاب برداشتم . یکی از بهترین قسمت های کتاب جدید نویسنده مورد علاقه ام « جی دی سلینجر » هستش . دوباره یکی از کتاب های سلینجر به فارسی ترجمه شد که با این که کتاب کم قطری هستش ، با خوندن ش روزها در مورد داستان هاش فکر می کنی و در این که کدوم داستان ش از همه بهتره با خودت کلنجار می ری چون همه داستان هاش محشره . این نویسنده ی پر آوازه که همیشه از روزنامه نگاران و جامعه به دور بوده با کتاب « ناطور دشت » در ایران شناخته شد .( یک پست در مورد این کتاب نوشتم ، اگه خواستید برید بخونید ) با کتاب های دیگر محبوبیت ش را در بین کتاب خوانان ایرانی ثتبیت کرد . آخرین کتاب او همان طور که از اسم ش پیدا ست ، خاطراتی پراکنده از سرباز جنگ جهانی دوم است . پیشنهاد می کنم بخونیدش . راستی یادم رفت بگم ، سلینجر خودش یکی از همین سربازهای جنگ جهانی دوم بوده ....... نام کتاب : یادداشت های شخصی یک سرباز نویسنده : جی دی سلینجر نام مترجم : علی شیعه علی نشر : سبزان قیمت : 2000 تومان
|
|
+ نوشته شده در
جمعه پنجم بهمن 1386ساعت 14:45 توسط رویا چرخگری |
|
|
" پنجره تاریک بود . انتظارش را داشتم . قبلا – قبل از کی ؟ - وقتی از سر اتفاق بدون موریس بیرون می رفتم ، در بازگشت همیشه شعاع نوری از بین پرده های سرخ به چشمم می خورد . دو طبقه را دوان دوان طی می کردم ، زنگ می زدم ، آنقدر شتاب زده بودم که نمی توانستم دنبال کلیدم بگردم . این بار آرام بالا رفتم . کلید را در قفل چرخاندم . چقدر آپارتمان خالی ست . چقدر خالی ست ! معلوم است ، چون هیچ کس خانه نیست . ........ " این قسمتی از متن کتاب " وانهاده " نوشته سیمون دوبووار است . کتاب در مورد زنی است که در آستانه میان سالی ، مورد خیانت همسرش قرار می گیرد . او باید این واقعیت را بپذیرد که بعد از سالها زندگی مشترک ، تنها چیزی که نصیبش شده شکست بوده و بس .! سیمون دوبووار ، یکی از فعالین جنبش آزادی زنان و جنبش ضد جنگ ویتنام و دوست و همکار متفکر بزرگ فرانسوی ، ژان پل سارتر ، در سال 1954 جایزه کنکور را از آن خود کرد . سیمون دوبووار با رمان وانهاده نیز در میان عامه مورد شناخته شد ولی مهمترین اثر او " همه می میرند " است که با این اثر در سال 1978 کاندیدای دریافت جایزه نوبل شد . نام کتاب : وانهاده نویسنده : سیمون دوبووار ترجمه : ناهید فروغان نشر : مرکز قیمت : 1900 تومان
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه نوزدهم مهر 1386ساعت 0:17 توسط رویا چرخگری |
|
|
[ هرگز نباید سعی در تکرار از لحظات داشت باید آنها را همان گونه که یک بار اتفاق افتاده فقط تنها به خاطر آورد . ] زیاد فکر نکنید این جمله ، از جمله یک فرد بزرگ یا یک فیلسوف یا شاعر نیست . این فقط یک جمله از حرفهای یک دلقک است . فقط یک جمله ... جمله ای که در یک لحظه به خاطر یک دلقک رسیده ولی به قدری زیباست که روی یک تکه کاغذ می نویسم و می چسبونمش به دیوار اطاقم . اگه حوصله شنیدن حرفهای یک دلقک رو دارید ، اگه فکر می کنید خندیدن برای یک دلقک آسون تر از خندیدن ماست ، اگه تا حالا وارد دنیای یک دلقک نشدین ، بهتون پیشنهاد می کنم کتاب عقاید یک دلقک را بخونید . ضرر نمی کنید . نام کتاب : عقاید یک دلقک نویسنده : هاینریش بل مترجم : محمد اسماعیل زاده نشر : چشمه |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه چهاردهم دی 1385ساعت 10:58 توسط رویا چرخگری |
|
|
دلسوزترین کودک روزی از نویسنده و خطیب شهیر ، لئوبوسیکالیا خواستند که درباره مطالبی قضاوت و دلسوزترین کودک را تعیین کند. برنده ی این مسابقه پسرک چهار ساله ای بود که همسایه دیوار به دیوارشان اخیراً زنش را از دست داده بود . پسرک که می دید پیرمرد گریه می کند ، به خانه ی پیرمرد رفت و روی زانویش نشست . وقتی که مادرش از او پرسید که به مرد همسایه چه گفته است ، پسر کوچولو گفت : - هیچی نگفتم . فقط کمکش کردم که گریه کند . امن کرایدمن نقل قول شده از دونا برنارد این پسربچه چیزی غیر از یک فرشته ی کوچولویی که از طرف خدا اومده نیست . از جریانات به ظاهر ساده در این دنیای ماشینی و خشن ما خیلی اتفاق می افته که ما به راحتی هر روز از کنار اونها رد می شیم . ولی خیلی ها هستن که این دقت رو کردند و این اتفاقات ساده رو در یک کتاب جمع کردند . اسم کتاب نغمه عشق است که یک سری نویسنده ی معروف و آماتور داستانهایی رو در اون نقل کردند که همه شون واقعی هستند . یک بار خوندنشو به همه تون پیشنهاد می کنم ... |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه یازدهم دی 1385ساعت 19:59 توسط رویا چرخگری |
|
|
جلوی کتاب خونم می ایستم و به کتابهایی که خوندم و نخوندم خیره میشم . بعد به این فکر میکنم که واقعاً این همه کتاب که خوندم وقت تلف کردن نبود، بعد یاد اون جمله معروف می افتم که هر کتابی ارزش یک بار خوندن داره. به مغزم فشار وارد می کنم ولی یادم نمیاد که از کیه ولی واقعاً ارزش داره که مغزمو با اسامی قلنبه و سانبه پر کنم ؟ نمی دونم . نه ، حوصله کتاب خوندن ندارم . یاد نظری که کورش داد می افتم . میگه که نباید به تنهایی پناه برد . دلم می خواست الآن پیشم بود و ازش می پرسیدم پس چی کار باید کرد ؟ وقتی به دورو برم نگاه می کنم یه نفر نیست که واقعاً بتونم حرفمو بهش بگم ، پس فکر کنم در این مواقع خلوت گزیدن بهترین راه باشه . یاد شبهایی می افتم که چقدر درس خوندم که برم دانشگاه ... فکر می کردم یه تفاوتی با دبیرستان داشته باشه ولی فکرم اشتباه از آب در اومد . خوب شما باشید در این مواقع چی کار می کنید ؟ ترجیح دادم همون سیاق دبیرستان رو در پیش بگیرم تا تنها نباشم ولی واقعاً من تنهام . یاد هولدن می افتم تو کتاب ناطور دشت . هولدن هم مثل من بود همه کس دوروبرش بودن ولی هولدن واقعاً تنها بود . چرا که هیچ کس رو نداشت که واقعاً حرفهاشو بفهمه . خوب اونم چی کار کرد .... خوب اگه میخواین بدونیند ، اگه واقعاً حس و حالی مثل من و هولدن رو دارین ، بهتون پیشنهاد می کنم این کتب رو حتماً بخونید . پشیمون نمی شید .... اسم کتاب : ناطور دشت نام نویسنده : جی دی سلینجر مترجم : محمد نجفی انتشارات : نیلا |
|
+ نوشته شده در
شنبه نهم دی 1385ساعت 21:0 توسط رویا چرخگری |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
رویا چرخگری
متولد سیزدهم آبان هزار و سیصد و شصت و شش دانشجوی رشته ادبیات دانشگاه علامه طباطبایی |
| پیوندهای روزانه |
|
تئاتر ما پايگاه ادبي ، هنري خزه منفی مثل حامد بهداد حوزه هنری استان تهران نشریه چلچراغ ایرانیان گیاه خوار عکاسی خانه هنرمندان ایران خانه عکاسان ایران کاوه گلستان آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
موسیقی فیلم داستان کتاب شعر |
|
RSS
|