تبليغاتX
بالا بلندتر از هر بلند بالایی
ادبی ، فرهنگی و ...


هميشه توي زندگي از يك چيز ترس داشت ، تنهايي .
بچه ها از تاريكي مي ترسيدند و اون از تنهايي مي ترسيد . عروسك هايي داشت كه توي دنياي خودش برايش همدم بودند . عاشق اين دوستان بي جان مهربان بود كه برايش مثل دوستي با وفا بودند . هميشه توي تصورش آنها را آدم هاي دنياي بزرگ تر خود مي ديد .
و حالا ...
و حالا هم تنها دوستان با وفا و مهربانش همان عروسك هايي است كه زمان بچگي برايش تداعي مي كنند .


چنان دلگيرم از دنيا، که خود را هم نمي خواهم
به اين زخم دل خونين دگر مرهم نمي خواهم
همه نامهربانانند دراين دنياي پرتذوير
چنين شد حاصل عمرم...که جز مرگم نمي خواهم

من آن خاموش خاموشم ، که با شادي نمي جوشم
ندارم هيچ گناهي جز که از تو چشم نمي پوشم
تو غم در شکل آوازي ، شکوهه اوج پروازي
نداري هيچ گناهي جز که بر من دل نمي بازي



پي نوشت : آدما بعضي وقت ها براي كم كردن بار گناهان شون به انجام آن اعتراف مي كنند ولي مگه مي شه با حرف عمل رو توجيه كرد ؟؟!!



 
+ نوشته شده در  جمعه بیستم اردیبهشت 1387ساعت 20:59  توسط رویا چرخگری | 


عصر جمعه بود . هوا به شدت دم داشت . كنار پنجره رفت ، فكر كرد صدايي شنيده . چند روزي بود كه صداهايي مي شنيد ، مخصوصا صداي زنگ موبايل . شايد به خاطر تنهايي بود ، شايدم انتظار . توي كوچه پرنده پر نمي زد .
سعي كرد فكرش را به چيز ديگري متمركز كند . مثلا .... مثلا اينكه فردا چه كارهايي بايد بكند ولي نمي شد ...
فقط به دريا فكر مي كرد ... به رنگ آبي خيره كننده اش ... فقط يك بار به دريا رفته بود ... وقتي كوچك بود و به نظرش خيلي آرامش بخش مي آمد ولي ... الآن برايش يك دشمن ... يك رقيب به حساب مي آمد ...
دوباره صداي موبايل ...
بر مي گردد ... صفحه ي كوچك مستطيلي شكلش سياه است ... مثل شب ... مثل اقكارش ...
احساس خلا مي كرد ... شايد به خاطر تنهايي بود ... ولي او كه هميشه تنها بود .
شايدم ...
شايدم يك دلتنگي ...
توي كله اش صداي موج دريا پيچيد ... پيچيد و پيچيد ...
دستهايش را روي گوش هايش گذاشت و با صداي بلند فرياد زد :
برگرد ... برگرد ...
چه كسي بايد بر مي گشت ؟؟؟
توي اين دنيا كسي برايش نمانده بود ...


 
+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387ساعت 20:20  توسط رویا چرخگری | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
رویا چرخگری
متولد سیزدهم آبان هزار و سیصد و شصت و شش
دانشجوی رشته ادبیات دانشگاه علامه طباطبایی

پیوندهای روزانه
تئاتر ما
پايگاه ادبي ، هنري خزه
منفی مثل حامد بهداد
حوزه هنری استان تهران
نشریه چلچراغ
ایرانیان گیاه خوار
عکاسی
خانه هنرمندان ایران
خانه عکاسان ایران
کاوه گلستان
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آرشیو موضوعی
موسیقی
فیلم
داستان
کتاب
شعر
پیوندها
اراده به ماندن ( ... )
تیرهای سقف را بالا بگذارید، نجاران ( نجار )
پارفه( مریم )
چند روایت معتبر ( اشکان آرش کیا )
کوچه پشتی ( علی پورصادقیان )
بازخوانی کاغذ پاره ها ( پرستو )
نگاه بی حجاب ( اشکان منفرد )
مسافر ( عطيه وحيد منش )
’پرتره (علیرضا آقائی راد )
هذیان کلاغ سیاه
قفس ( كاوه )
موز ماهی
گلادیاتور
كافه مادلن
یادداشت های نقاش خیابان چهل و هشتم ( سیمور )
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان

!----www.Bahar20.blogfa.com---->

New Coding JavaScript


جدیدترین کدهای موزیک برای وبلاگ